تنها تویی
تک ستاره من
تاريخ : جمعه ششم اسفند 1389 | تنها : tear

ای به بالا چون صنوبر  وی برخ چون میم و ها

زلف داری همچو عنبر لب چو شین وکاف و را

آفتاب عاشقانی ماهتاب دلبران

قبله آزادگانی ای صنم با را و خا

تا به دور را و خا اندر کشیدی خا وطا

دردمندم مستمندم تن گرفته تا و با

تا و با آمد به جانم ای صنم از عشق تو

داروی دردم تو داری در میان لام و با

لام و با بر لام و با بنهاده باشیم تا سحر

میم و یا در پیش باشد بسته باشد دال و را

ای نگارا گر مرا یکشب تو مهمانت کنی

چون زلیخا بر جمال یا و واو و سین و فا

عاشقم من بر جمالت ای نگار نازنین

نقل خواهم از لبانت با و واو و سین و ها

گر به گورستان عشاق یک نظر افتد تو را

مرده را زنده کنی چون عین و یا و سین  و یا

شاعران بسیار گفتند شعرهای با نمک

کس نگفته شعر به مثل سین و عین و  دال و یا

 

سعدی

 

من  آن مورم که در پایم بمالند

نه زنبورم که از دستم بنالند

کجا شکر این نعمت گذارم

که زور مردم آزاری ندارم

 

 ****

نیاساید مشام از طبله عود

بر آتش نه،که چون عنبر ببوید

بزرگی بایدت،بخشندگی کن

که دانه تا نیفشانی نروید

 

****

آن شنیدستی که در اقصای غور

 بار سالاری بیفتاد از ستور

گفت چشم تنگ دنیا دوست را

یا قناعت پر کند یا خاک گور

 

****

اگر دنیا نباشد درد مندیم

وگر،باشدبه مهرش پای بندیم

حجابی زین درون آشوب تر نیست

که رنج خاطرست:ار هست وگر نیست

 

****

دوران بقاچو باد صحرا بگذشت

تلخی و خوشی وزشت وزیبا بگذشت

پنداشت که ستمگر که جفا بر ما کرد

در گردن او بماند وبر ما بگذشت

 

****